رمان "ماجراهای آرش"

 

    

 

گپ های در مورد "ماجراهای آرش"

 

من در آغاز این کتاب می خواهم از دخترها معذرت بخواهم.

از اینکه قهرمان اصلی این ماجراها را دختر انتخاب نکرده ام، خودم بالای خودم قهر هستم.  آخر انصاف نیست که تمام قصه ها به نام پسرها ختم شود.  آن هم زمانی که بیشتر قصه های آمده در این ماجراها قصه خاطرات و تجارب دوران طفولیت خودم است که دختر بودم.

اگر من با حوصله ترین وخوبترین مادر و پدر دنیا را نمی داشتم که به من اجازه دادند در خانه سگ، پشک، مرغ، کفتر، ماهی، بقه و مورچه داشته باشم...

اگر من دوستانی چون رودابه اژیر را نمی داشتم که با هم گروه حمایت از حیوانات کوچه را ساختیم...

اگر من قبل از کودتای ثور زمستان ها در ده زنده گی نمی کردم و با گوساله ها، بزغاله ها و بره ها همبازی نمی بودم...

هرگز نمی توانستم "ماجراهای آرش" را بنویسم.  من قبل از چاپ این کتاب فصل مربوط به دهکده ام "باغبانی" و دوستی با مورچه ها را برداشتم.  به این امید که روزی بتوانم آن ها را از زبان دخترکی به چاپ برسانم.  ولی چه شد که بقیه فصل ها از زبان پسرکی قصه شد؟

اعتراف می کنم که اگر همسفر زنده گیم هژبر را ملاقات نمی کردم، اگر فرزندانم رویا و سیاووش به زنده گی من راه نمی یافتند، باز هم "ماجراهای آرش" را نمی توانستم بنویسم.

هیچ داستانی که تا اکنون نوشته ام، اینقدر بر زنده گی من تاثیر نگذاشته است که این داستان.  من دو تن از قهرمانان این داستان را سال ها پس از نوشتن شان به دنیا آوردم و آن ها را آرش و دریا نامیدم.

راست است که دنیا گرد است و جوینده یابنده!

 

                                                        با محبت

                                                پروین پژواک ۱۳۸۵/کانادا

 

 

"ماجراهای آرش"

در این مجموعه می خوانید:

من و پدرم

غم نداری بز بخر!

دنیا گرد است

سرزمین رویا

 

در بارهء رمان "ماجراهای آرش":

" آرش واقعا یک موجود زنده است!" نوشتهء: رازق مامون

"ماجراهای آرش" رمان برای اطفال و نوجوانان نوشتهء عبدالرحیم غفوری

 

"انتظاری که  ماجراهای آرش آفرید" نوشتهء حميد عبيدی

 

رمان "ماجرا های آرش"

" محصول دید عاطفی و انسانی دکتر پروین پژواک" نوشتهء: رازق مامون

 

 

رمان                      صفحهء نخست / پروين پژواك              بالای صفحه

Copyright Hozhaber.com