"ماجراهای آرش"

رمان برای اطفال و نوجوانان

 

نوشتهء عبدالرحیم غفوری

 

ماجراهای آرش ، اثريست تازه چاپ شده از نويسنده و شاعر پرکار ، با درد و توانای وطن، خانم پروين پژواک که ناميست آشنا برای جامعهء ادبی و ادب دوستان کشور.

اين رمان زندگی نوجوانی را به تصوير ميکشد، که با پدر هنرمندش زندگی ميکند. مادر سالهاست از پدر جدا شده است و آرش تصور ميکند که اين اخلاق پدر بوده که باعث بی مادری او شده است. مادر کلان آرش تنها زنيست که به جای مادر به او و پدرش محبت ميکند. گاهگاهی زنانی ديگری با پدر معاشرت می کنند که آرش مادر خود را در آنها نمیابد. دنيای آرش در اتاق خود و جمع يارانش در بيرون از خانه خلاصه شده است. او دوست دارد همه چيز را بيازمايد و بخاطر اين دست به کارهای ميزند و ماجراهای ميافريند که بعضاً مورد قبول حتی پدرش نميباشد. از سويی شرايط بحرانی و خطرناک و از سويی خواسته ها و احساسات آرش ، زمينهء بسيار ماجرا ها را فراهم مينمايد. در پی تلاش های پدر برای سر و سامان دادن زندگي اش، نامادری در زندگی آن دو پا ميگذارد و آرش مدتها ناخواسته و نافهميده با تازه وارد که ميرود جای مادر را بگيرد مبارزه ميکند و اما مهر و محبت آن نامادری از سوی ، نياز شديد آرش به مادر از طرف ديگر، تفاهمی را فراهم ميسازد. زندگی او نيز مثل بزرگسالان دستخوش حوادث حاصل از جنگ ميشود. ناخواسته از دوستان نزديکش جدا ميشود، شاهد جريان های بدی در ماحول خودش ميباشد، و در نهايت مجبور به ترک خانه و محلهء پر خاطره اش ميشود...

 

* * * * * *

 

پروينی را که من شناخته ام و هم آنگونه که از آثارش يافتمش ، انسانيست با درد و انديشمنديست آراسته با ويژه گيهای خاص و بالای انسانی. او همواره در پهلوی مردم غريب ، ناتوان ، دردکشيده و بلا ديده و نهايتا پايين ترين لايه های اجتماع وطن قرار ميگيرد و ميکوشد تا زبان درد ها و گفته های نگفتهء شان باشد.

خصوصيت نادر ديگر او ، توجه زياد به کودکان و نسل جوان جامعه است که متاسفانه ، در اوضاع و احوال دو سه دههء اخير با تمام رنج ، ظلم و محروميت های جبران ناپذيری که اين قشر جامعه متحمل شده اند، کمتر مورد توجه قلم بدستان آگاه و بادرد جامعه  قرار داشتند چی از سياستمداران و آنانيکه قدرت را بدست داشتند، انتظاری نبوده و نيست و اما اين دسته آگاه و با درد وطن، نيز چنان درگير آنچه صلاحيتش را نداشته ، بودند که چشم و ذهن و نهايتاً قلمشان، از قشری غافل ماند که آيندهء ما  را ميسازند.

و اما پروين باورمندانه به اين بخش کارش سالهاست که تلاش می کند و حاصل خون دل خوردن هايش ، آثار گرانبها و قابل ستايش و تقدير است. و رمان ماجراهای آرش نيز يکی از اين سلسله است اما با خصوصيات کاملاً ويژه .

اگر به ويژه گيهايی ادبی ، داستانی و هنری کتاب نپردازيم که کار و توانايی پروين در اين عرصه، شناخته شده  و نياز به دليل و برهان ندارد و همچنان در پيشگفتار خود اثر که نويسنده گرانمايه وطن ، آقای رزاق مامون ، در اين خصوص ،  حق را ادا نموده، اما بخش موضوع و پيام اين داستان قابل توجه است چی با تمام اينکه پروين ، احساسات خاص او نسبت به نسل جوان و دردهای اجتماعی را بوضوح در اين کتاب ميتوان ديد، با اين حال مواردی بسيار خاصی در اين کتاب است، که برجسته شدنش خالی از لطف نخواهد بود.

 

به برداشت من پروين با طرح ماجراهای آرش ، زندگی روزمره ، احساسات درونی، ارتباطات او با ماحولش، برخورد ديگران در قبال او ، و دنيای خاص بخودش، به چند نکتهء مهم و اساسی پرداخته که هر کدام از اهميتی خاصی برخوردار است.

 

1 ـ خواسته ها و انتظارات ، نوجوانی را برجسته می نمايد که علی الرغم مهر و توجه پدر ، بازهم ناديده گرفته ميشود و يا اصلاً شناخته نمی شود، و اين هر چند کمرنگ اما بسيار هنرمندانه و همچنان دقيق ، مطرح ميشود که جامعه ما چقدر با ديالوگ و فرصت دادن به طرح خواسته ها و ديدگاههای فرزندان ، بيگانه اند، و آنوقت دلايل عدم رشد، زبونی ، گوشه گيری و از طرف ديگر انحرافات گوناگون ديگری که فرزندان را تهديد ميکند را در جاهای ديگر جستجو مينمايند ـ يا حتی گاهی جامعه را متهم نموده و يا استعداد تمام بدی ها را به فرزند خود نسبت می دهند.

 

2 ـ ابعاد مختف شخصيت آرش بازتاب داده ميشود، هر چند گاهی همانند قهرمان داستان نويسندهء مشهور سويدن، استريد ليندگرن پی پی جوراب دراز کارهای خارق العاده و نه چندان متناسب با سن و سالش ، انجام ميدهد، اما نميتوان مطلقاً غير قابل قبول باشد چه در شرايط عادی و معمولی زندگی، ما شاهد چهره های خارق العاده ء بين کودکان و نوجوانان بوده ايم، حال اگر آرش خارق العاده تر است و يا بقول شاعر آنچه خوبان همه دارد او تنها دارد ، هم نميتواند دليل شود که او صرفاً يک قهرمان داستان است و در عالم واقعييت ، نمونه ندارد. و اگر همچو ذهنيتی در قبال آرش و آرش مانند ها در زندگی ميبينم، بيشتر بهانه ايست که والدين برای فرار شان از توجه لازم به فرزندان ، ميتراشند.

 

3 ـ رمان با برجسته کردن ابعاد مختلف شخصيت آرش و دوستانش ، خواننده را متوجه ميسازد که ما در دوران های مختلف حيات طفلمان، امکانات زيادی برای يافتن و شناختن توانايی ها ، علايق و مشکلات طفلمان داريم که با فرصت دادن و کمک کردن و توجه به آنها، ميتوانيم زمينهء پرورش اصولی و سالم و همچنان رشد بالای آن ها را برای يک فردای بهتر فراهم نماييم.

 

4 ـ نقش سياست بر کودکان و نوجوانان ما بخصوص در اين سه دههء اخير ، انقدر بالا بوده که گاهی از ميزان تصور فرا تر ميرود، و آرش ما نيز يکی از مليونها است که از سياست های گوناگون و قهرمانان سرخ، سبز و سياه که به اشکال مختلف در سرنوشت عمومی جامعه ما نقش بازی کردند، متاثر است و اما ظرافت ديگری در زندگی آرش ما وجود دارد، و آن نگاه او به پدرو برداشت اش از راه پدر است ، چه آرش ما پدر را بيشتر از همه قبول داشت، با خبر شدن از حزبی بودن او چه روحاً نارام ميشود و بت بزرگش مانند : شاهمامه فروميريزد و چه ظلم بزرگيست خورد کردن بلور باور های يک انسان؛ که اين مثال روشنيست برای همه طرفداران ايدلوژی های مختلف ، آنهاييکه مدعی افکار گوناگون بودند، و نتوانستند ديدگاهها و راه و روش خود را حتی برای نزديکان شان توجيه و تحليل کنند و تعجب اينست که چگونه انتظار فهميدن و پذيرفته شدن از طرف مليونها انسان ديگر اين سرزمين را داشتند .

 

5 ـ جنگ عامل ديگريست که در اين کتاب برجسته شده و تأثير آن بر همه جامعه و بخصوص کودکان و نوجوانان ، به تصوير کشيده شده است. دليل جنگ برای همه روشن است، برداشت غلط ايولوگ های رنگارنگ ما از جامعه، مردم و تاريخ ما. همه بدون استثنا دست به جبر يازيدند و بجای منطق، آزادی بيان ، و ديالوگ با سلاح و قوهء قهريه به سراغ مردم رفتند، کسی با تانک، طياره بمباران و زندان، کسی با حلقه آويز کردن آتش زدن، ميخ کوبيدند بر فرق انسانها، و کسی با دست قطع کردن و سربريدن زير نام شرع، غير اينکه کاری نتوانستند از پيش ببرند، بلکه باور های مردم را نيز از بين بردند و جامعه را در يک سرگردانی مطلق فکری گرفتار ساختند که سالها کار و کوشش صادقانه می طلبد تا شمهء از آن را بازيابيم.

آخردل  ما مثل دل آرش به پدر چيز فهم، هنرمند و هر کاره خوش بود ـ به اسلام بی غرض و مرضمان و آدم های با سواد و دانشمند ما ! 

و اما در پايان کار ، آنجا که فاجعه به اوج ميرسد، رمان از نفس ميافتد و مشغول رويای ميشود که بدور از انتظار است.

فاجعه آنقدر عميق است که همه چيز را که ديروز فقط ميشد خيال کرد و شنيد، حالا خورد و بزرگ با تمام وجود لمس ميکنند. ديگر خروش جنگ لحظه ء ارامی نميماند که رويايی شوييم.

طرح و فضای رويا با قسمت های ديگر کتاب يکباره فرق ميکند. خواننده تسلسل را از دست ميدهد و گاهی اين تصور قوی ميشود که آرش در رويا نيست بلکه از اين دنيا رفته و همچنان به حکايت خود ادامه داده است؛ ولی دوباره بيدار ميشود و همه چيز بجای خودش باقيست جز خواننده که کمی سرگردان مانده است. پايان کار دوباره آرش را با آرزو های کودکانه اش ميابیم ، آرزوهای که هشداريست به بزرگان نيز!

 * * * *

 

هر چه در مورد ويژه گيهای اين رمان بگويم ، کم گفته ام و ميترسم که مبادا علاقهء فردی من به کار های از اين دست، بر برداشت مستقل خوانندگان تحميل شودو يا خدای ناکرده ، پيش داوريی غير معقولی کرده باشم.

لذا ضمن عرض تبريک به پروين پژواک بخاطر اين موفقيت بزرگ و تشکر و سپاسگزاری بخاطر توجه خاص و دلسوزانه اش به کودکان و نوجوانان جامعه ما ـ خواندن اين کتاب ارزشمند را به همه توصيه مينمايم.

همچنان داشتن اين کتاب را به طور اخص به همه خانواده ها، توصيه ميکنم چه آنچه در بالا خوانديد نظر ناپخته و ناسفتهء من در باره محدود بخشهای اين رمان ارزنده است، شما در هر بخش آن موضوعات بسياری را خواهيد يافت که برايتان بسيار جالب، ارزشمند و مفيد خواهند بود.

نوشتهء عبدالرحیم غفوری

رمان                      صفحهء نخست / پروين پژواك              بالای صفحه

Copyright Hozhaber.com