"دريا در شبنم"

در باره این دفترچه...

 

ای عشق، ای جوانی و

ای بی خيالی كجايی؟   

 

نوشتهء: هژبر شينواری

 

"من از ملتی هستم که شعر را تنفس می کند و موی خود را با آن شانه می زند و شعر را بر تن می کند.  در میان ما همه نوزادن وقتی به دنیا می آیند در شیر شان چربی شعر است.  همه جوانان کشور من نخستین نامه های عاشقانه خویش را به شعر می نویسند... و همه مردگان در وطن من، زیر سنگ مرمرین می خسپند که بر آن دو بیت شعر نوشته شده است." 

"نزار قبانی"

 

 

از دیر زمانیست که با او، اشعارش، عظمت روح و اندیشه هایش دوستی و الفت داشته ام.  او را از جمله نادر سخنورانی می شمارم که به آنچه که می نویسد صادقانه ایمان و باور کامل دارد.  شاید به خاطر همین است که نوشته هایش به دل می نشیند و هرگز او را و دنیایش را بیگانه نمی یابی.  هر باری که نخستین شعرها و تجربه هایش را می خوانم، به خودی خود عقربه های زمان به عقب بر می گردد و روزگاری که اینک دور و عزیزتر از همیشه می نماید، به یادم می آید.  بیایید با هم برای برای لحظه ای بیاد بیاوریم روزگاری را که همراه با بهار در نخستین روزهای نوروزی احساس سحرانگیز و عجیب نوید دهندهء فصل تازه ای از زنده گی بود.  گل عشق برای نخستین بار آرام آرام در قلب های ما می شگفت و هر گل برای ما عطری تازه داشت.  بیاد بیاوریم نگاه های دزدانه از پس پنجره های بسته را، قلب های که بی صبرانه درون سینه ها می تپید و با هر تپش خود لحظه ها را می شمرد... ورق پاره های را که عاشقانه دست به دست می شد و به دفترچه خاطرات مبدل می گردید.  هر برگ آن با طرح های زیبایی از شمع و گل و پروانه، قلب خونین، خطوط و رنگ هایی که بیانگر حالت و احساسی بود، تزیین شده بود.  اشعار و طرح های تصویری این مجموعه نیز همچنین هوایی دارند.  در انتخاب این مجموعه مقصود اصلی ارایه بهترین آثار از مراحل مختلف خلاقیت هنری شاعر نبوده است.  بلکه شعرهای این مجموعه نخستین آثار و تجارب دورهء نوجوانی اوست که بین سال های شصت و هفتاد خورشیدی نگاشته شده و اینک با امانت داری گزینش یافته است.

خوانش هر بار شعرهای کوتاه این مجموعه رعشه های لذت بخش دورهء نوجوانی ام را به من بازگردانیده است و برای لحظاتی غم بودن در "امروز" را فراموش نموده ام.  هرگاه مطالعهء این دفترچه توانسته باشد ولو برای لحظه ای کوتاه همچو احساسی را نزد آنهایی که با ما همسن و سال اند، نیمه جوانی، شور و حالی داشته اند و آنهایی که جوانی شان را اهریمن جنگ به یغما برده است، همچنان آنهایی که بیگانه از احساسات و عواطف آنروز های ما چه در داخل کشور و چه در غربت در بهترین مرحلهء زنده گی شان قرار دارند به وجود بیاورد ما به هدفی که داشته ایم رسیده ایم. 

نقد و بررسی "فنی و تخنیکی" این مجموعه را برای آنهایی می گذارم که در این باب صاحب نظر اند و باشد که از پشت کدامین پنجره به دنیای شاعر می نگرند و از کجا که ایشان نیز جزیی از این دنیا نباشند!؟

 

دستی به گریبان بهار آویزید

یا بر صدف گردن یار آویزید

آنجا که به عشق و عاشقی جایی نیست

سردار قبیله را به دار آویزید!

                                    "امیر صبوری"

 

 

هژبر شینواری

همیلتون/کانادا/2000

 

 

"دريا در شبنم"              صفحهء نخست / پروين پژواك                  بالای صفحه

Copyright Hozhaber.com