هژبر شينواری

 

 

 

در ماه مارچ سال 2005 بشریت داخل دهه یی گردید که به نام "دههء بین المللی آب و توسعه" یاد می شود.  این دهه توسط سازمان ملل متحد به این نام یاد شده است، تا بدینوسیله توجهء جامعهء بین المللی به یکی از بزرگترین و جدی ترین دشواری هایی که بشریت در قرن 21 با آن دست و پنجه نرم خواهد کرد، معطوف گردد و از تمام کشورهای جهان تقاضا شده است تا با کار و تلاش تعداد انسان هایی را که به آب صحی آشامیدنی مصون دسترسی ندارند تا سال 2015 میلادی حداقل به نصف تعداد موجود برسانند.

چرا آب؟  آب چه نقشی در توسعه، رشد و انکشاف اقتصادی- اجتماعی و مناسبات بین المللی می تواند داشته باشد؟   این ها نکاتی اند که برای همگان آشکار است.  باید اولتر از تحلیل هر مسله دیگر روابط مصرف کننده ها بین دو کشور یا کشورهایی که از یک سرچشمه مشترک سیراب می شوند، را مورد بررسی دقیق قرار داد.

هزاران انسان در جدل های انفرادی و جنگ های دسته جمعی ناشی از مناقشات محلی، منطقوی و حتی بین الکشوری ناشی از مسایل مربوط به حق آب جان های شان را از دست داده اند.  همین امروز مسلهء استفاده از منابع آبی یکی از فکتورهای اساسی در بحران شرق میانه، بخصوص در مناسبات سیاسی میان کشورهای ایران، ترکیه، اسراییل، فلسطین، عربستان سعودی، سوریه، عراق و سایر کشورهای این منطقه می باشد.

آب در چگونگی تعین مناسبات سیاسی از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب قاره امریکا نقش تعین کننده دارد.  کشورهای مصر، سودان و ایتوپیا بیشتر از همه در روابط سیاسی و مناسبات اجتماعظ شان با دیگر کشورها دشواری های را از ناحیهء آب متحمل شده اند.  آب همواره یکی از موضوعات مورد بحث در روابط بین هند و پاکستان، چین و بنگلدیش با کشورهای همجوارشان بوده است.

کشورهای امریکای لاتین نیز همواره از منازعات ناشی از مسایل مربوط به آب با همدیگر مشاجراتی که حتی به برخوردهای مسلحانه نیز منجر شده است، داشته اند. 

کشورهای قدرتمند و همسایه های خوب چون کانادا و امریکا نیز از این مسله مستثنی نبوده تا به حال مسلهء مورد بحث بالای کوه های یخ قطب شمال و مسلهء قاچاق آن به کشورهای همجوار را حل نتوانسته اند.

قارهء آسترالیا و حتی کشور انگلستان که محاط به آب می باشند، از مشکلات ناشی از آب بی بهره نمانده اند.  چه بسی که فضای روح بخش و زیبای سواحل جهیل ها، دریاها و حتی دریاچه ها به دژهای سنگربندی و میدان های زورآزمایی نظامی مبدل شده است.  حوزهء دریای اردن نمونه یی کوچک از این نوع بحران ها می باشد.  اگر کشورهای جهان در رابطه به مسلهء آب به توافقات و تفاهمات جدی بین المللی نایل نشوند، چند دهه بعد شاهد درگیری های خونین و تباه کن بین کشورها در نقاط مختلف جهان خواهیم بود و عصری جدید از تباهی و انهدام در مقایسه جهانی به روی بشریت آغوش خواهد گشود.  آب محور اساسی این جنگ ها خواهد بود و به مثابهء "اسلحه" به کار خواهد رفت.

علاوه بر تفاهمات و تعهدات بین المللی لازم است تا تدابیر دقیق، همه جانبه و موثر در مورد چگونگی استفاده مصون و علمی از منابع آب در سطح ملی نیز اتخاذ گردد.  برای درک ابعاد و عمق فاجعهء مشکل آب کافی است که امروز در اکثر شهرهای بزرگ اروپا و امریکا میلیون ها انسان از آب دوباره تصفیه شدهء تشناب های خودشان شاور گرفته از همان آب می نوشند.  وضعیت آب های زیرزمینی، چاه ها و کاریزها در اکثریت شهرهای کشورهای فقیر نمونهء روشن از استفادهء لاقید، غیرعلمی و غیرمصون از منابع آب می باشد.

و اما آب در افغانستان...؟  آیا آب این مادهء حیات بخش که زنده گی بدون آن ناممکن است در افغانستان جدی گرفته شده است؟

این ها سوالاتی اند که باید هر افغان با مسوولیت و اندیشمند پاسخ به آن ها را در زنده گی روزمزه شان بجویند.  اهل سیاست و دولتمردان افغانستان باید به عملکردهای سیاسی و دولتی شان بنگرند.  امروز شهرها و روستاهای افغانستان از دسترسی به آب صحی آشامیدنی محروم اند.  آب های زیرزمینی شهر کابل ملوث و مسموم است.  جوی ها، کاریزها و دریاچه های خشک چون ریسمان دار دور گلوی دهاقین افغان پیچیده است.  ولی دریاهای خروشان کف آلود و لجام گسیخته با سرعت و غرش کنان از این و یا آن کنارسینهء پرزخم و لاله گون میهن ما می خزند تا مزارع کشورهای دیگر را سیرآب کنند.

 

     

نگاشته ها              هژبرشينواری            بالای صفحه

Copyright Hozhaber.com